
سلام وقت بخیرروزگار روزای معمولیشو با ما میگذرونه... بعد از معافیت که مشغول به کار شدم سانسور شد با این وضعیت اقتصادی اصن فکر ازدواج و اینارو باید بزاری کنار فکرشم نکنی همون دوس دختر دوس پسری ...
ادامه مطلب
دفترچه خاطراتروزمرگی اینجانب با اندكي سانسور الذین که میای وبم زبانتم خوبه اینو برام معنی کن “You never know what worse luck your bad luck has saved you from.” نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۹۶ساعت 19:20 توسط علیرضا| ...
ادامه مطلب
سلام وقت بخیر خاطره منو ساعت دوازده ظهر از محلمون تو مغازه از پشت کامپیوترمینوسم و میخونید از دیروز بگم که طبق معمول سالن تشریف داشتیم ساعت شش ونیم تا هشت بعدش اومدم خونه پدر جان و مادر جان رفته بودن خونه خاله حلیم نذری قرار بود ما بریم ولی بخاطره ناهماهنگی من نرفتم باداداشم خونه بودیم بعد رفتم شامم رو خوردم اومدم بعد اون رفت برا شام در حینی که داشتم مشتری رو راه مینداختم جلو در روی یه حلبی میشستم که از شبهای محرم لذت ببرم اتفاقی افتاد بسی خنده دار در این فعل انفعالات بار آخری که رفتم مشتری راه بندازم بیام بشینم رو صندلی یکی از همسایه ها چایی گرفته بو...
ادامه مطلب
سلام خوبین؟ منتظر بودم که برا مصاحبه بهم زنگ بزنن بالاخره بعد از پنج ماه زنگ زدن کم کم داشتم بیخیالش میشدم که پیگیر کارای خدمتم شدم یه نوع جدید از خدمت اومده که بهش میگن پاسدار وظیفه است یعنی شما سربازی میری ولی حقوق میگیری بعد اداری هم هست کارت کسایی که نمیدونن میتونن پیگیری کنن و اینجوری خدمت کنن بعد اینکه 21 ماه خدمتت تموم شد میشی تازه بیکاری که دنبال کاری الان از دوتا جاهم تماس گرفتن نمیشه دوتاشم برم باید من برم فقط مصاحبه شاید دوبار این پست اضافه بشه......
ادامه مطلب