
سلام پریروز زنگ زدن گفتن صبح بیا برا مصاحبه منم باشگاه رو کنسل کردم و رفتم نشستم خوندم تا برای مصاحبه فردا آمده شم فردا شد دیروز رو میگم دیدم داره پرسنل اونجا دست جمعی میرن برای میدون تیر منتظر موندیم برن تا چند نفر دیگه بیان جمع شیم بریم دفتر فرمانده برای مصاحبه روزی که صلوات میفرستم کارام روبراه میشه خیلی ریلکس بودم رفتم دیدم یکی قبل من اونجاست و شش نفر بودیم بقیه هم بعد من اومدن یکی انقدر استرس داشت میگفت از ما فقط قرار یه نفر بردارن میگفت از صد نفر گفتم باشه خوبه پس به من یه چاقو بدین تا بکشسشمتون تا منو بردارن صدامون زدن رفتیم من سومین نفر رفتم نف...
ادامه مطلب