خرید بک لینک
سلام وقت بخیر

شنبه یازدهم شورای پزشکی داشتم بعد از اینکه پنج شنبه نهم برگه اعزامم رو از تیپ گرفتم و همون روز حرکت کردم و شب رسیدم خونه وقتی رسیدم داداشم با مادرم رفته بودن شهرستان یه روز روز جمعه رو استراححت کردم و صبح رفتم بیمارستان خانواده ارتش وقتی رسیدم مدارکمو دادم و رفتم تو نوبت

دومرحله قطر ریختن تو چشممون تا قبل اینکه دکتر معاینه کنه تقریبا بعد از چند دقیقه نتونستیم چیزایی که نزدیکمون هست رو ببینیم یعنی کلا دوربین شده بودیم

رفتم داخل چشمم رو دید و یه نگکاه به کتتابچه معافیت کرد و گفت وز قرنیه معافیت داره و میتونی معاف شی ازم پرسید و منم گفتم ممنون

خیلی جالبه نمیدونستم که میتونم معاف شم ولی کارام خودش خود به خود ردیف شد بدون هیچ دردسری خداروشکر

البته دعا کرده بودم که اگر ردیف شه همین که از پادگان بیام بیرون میرم مشهدبرای زیارت امام رضا(ع)

رفتم جاتون خالی مثل همیشه شلوغ بود به هرنحوی زیارت کردن یخورده سوغاتی برای خانواده گرفتم و برگشتم وقتی برگه معافیت رو بردم همه بچه ها هم خوشحال بودن و هم ناراحت خوشحال ازاینکه من معاف شدم خلاص شدم ناراحت بودن چون خودشون یه سال اندی درگیرشن

رفتنی شیرینی هم بردم کلی خوش گذشت

برگشتنی از پادگان یکی از فرنچامو دادم بچه ها یادگاری بنویسه یکیشم دادم به یکی وقتب داشتم میومدم بیرون دژبان بهم گیرداد که چرا فرنچتو نوشتن تو ارتش ربردی زیر سوال

فرستادنم بازرسی بازرسی یخورده توهین کرد بهم بعد گفت برو من اینبار فرنچمو عوض کردم و رفتم بیرون ولی خیلی احمق هستند

به هرحال انقدر الان فکرم اروم شده و ارامش دارم که دارم لذت میبرم

امیدوارم از کارهای اضافی زندگیتون معاف شید

ادامه دارد...

نوشته شده در شنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۶ساعت 8:54 توسط علیرضا|

برچسب: روزای, نویسنده: مبین زارعی‌پور تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 15:50

صفحه بندی