به جرات میتونم بگم این چند سال اره همین بیست و چهار ساله عمرم رو میگم برای هرچی برنامه ریختم نشده و عقب افتادم
هی خواستم جلو بیفتم همش عقب افتادم
اون از دانشگام اون از قضیه استخدامم
اینم از قضیه خدمتم همش الافم انگار الان تازه میخوام برم خدمت بیست وهفت سالگی میخوام تموم کنم خدا همه رو بکشه تا راحت شم از دست همه
باید فردا برم ببینم کجا افتادم اگه سپاه و نیروی انتظامی بیفتم میرم اگه ارتش بیفتم باید برم عقب بندازمش
خدا؟
دمت گرم چون فقط تویی که پناهمی همین
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم فروردین ۱۳۹۶ساعت 21:39 توسط علیرضا|
برچسب:
نویسنده: مبین زارعیپور