از ساعت دوازده پیگیره کارای خدمتم بودم از یکی امضا بگیر به یکی معرفی نامه بده
بالاخره تموم شد ادامه کارا موند برای شنبه چون کارارو که انجام دادم می خواستم برم ادامه اش رو انجام بدم که دیدم ساعت یک و نیم شده و ساعت اداری تموم شده.
ساعت یک و پنجاه بود که بدو بدو رفتم کتابام رو بردارم برم سر کلاس که دیر نکنم رفتم به موقع هم رسیدم ولی مشدی استاد نیومده بود منتظر ماندم با تاخیر ده یا پونزده دقیقه رسید ، از خیلی وقته تو زندگی آن تایمم ولی کو شعور و شخصیت شکلک خنده
تموم شد ناهارم نخورده بودم اومدم خونه ناهار رو که خوردم مادر جان گفت نه داداش نه بابا منو نمیبرن خونه خاله بهش گفتم من میبرم شکلک عینک اومدیم الان خونه خاله ایم همچنان پسر خاله کوچولو شلوووغ میکنه باباتینا تازه اومدن و تازه از سر سفره شام کنار کشیدیم دست ش درد نکنه کلی تدارک دیده بود خاله جان خدا به سفرشون برکت بده
راسی فوتبال دستی هم بازی کردیم پسر خاله رو بردم دوبار شوهر خاله اومد یک هیچ جلو بودم بعد یه باره دوتا گل زد بعد شبکه یک مستند شهرستان مون رو نشون می داد که همه داشتیم میدیدیم که بعد تموم شدن ادامه ندادیم بازی رو
الان تو این شلوغی شستن ظرفها خاله و مامان ،شلوغ کردن پسر خاله فیلم سربه مهر از شبکه آی فیلم میده که جالبه لیلا حاتمی وبلاگ مینویسه موضوع فیلم رو نمی دونم ولی خب داره میبینم تا متوجه شم
همیشه تو مهمونی و شلوغی
برچسب: پنج شنبه شب,پنج شنبه شب ها,پنج شنبه شب اموات,پنج شنبه شب زن و شوهر,پنج شنبه شبا,فیلم پنجشنبه شب,دانلود رایگان فیلم پنجشنبه شب,فیلم کامل پنج شنبه شب,جوک پنجشنبه شب,جک پنجشنبه شب,
نویسنده: مبین زارعیپور