
دفترچه خاطراتروزمرگی اینجانب با اندكي سانسور چشم هایم... چشم هایم را مى بندم به امید این که وقتى باز کردم حس خوب فراموشى درونم غوغا کند ... این دلگیرى نیست ، شکست ، بیمارى، آزردگى نیست ،این یک دعاى درونى است براى آرامش همگان . نوشته شده در جمعه سوم شهریور ۱۳۹۶ساعت 20:23 توسط علیرضا| ...
ادامه مطلب
سلام خوبین؟ ظهر ساعت دوازده و یک دقیقه اتون بخیرررررررر سلامتیم عجب چیزیه هااااااا دیروز داشتم میمردم آخ ببخشید پریروز چشمام شده بود آبشار دریاچه هامون بینی ام شده بود باتلاق گاو خونی به مثالام نخندید یاد درسای پنجاه سال پیشم افتادم خب امروز کلی درس خوندم قرار بعد از ظهر هم برم باشگاه اگه خدا قبول کنه خدا سلامتی و امنیت رو ازمون نگیررررررررر...
ادامه مطلب